من در پاراگراف آبی



دوستت دارم را...

یک طوری روی لبانت میگویی

که از دال تا میم اش دل آدم میلرزد

 

> سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ ، mEsTeR MiM

برف بی موقع شروع به باریدن کرد و منم تاکسی گیرم نیومد ، زیپ سویشرت پشمیمو تا آخر بالا کشیدم و لوح تقدیرمو توی یه پلاستیک گذاشتم و مجبور شدم از خیابون سلیمانی نیاوران تا خود مترو تجریش پیاده برم.
با خودم هر چی آهنگ که بلد بدم رو زیر لبم زمزمه کردم و به رد پاهای توی پیاده رو نگاه میکردم... هیچ کدومشون آشنا نبود
یه پیر مرد با سنتورش نشسته بود زیر یه سقف و توی اون شلوغی احتمالا بهترین ملودی که بلد بود رو میزد.
از توی هر ماشین ِ توی خیابون صدای یه آهنگی میومد و توی اون ترافیک که هر 10 دقیقه ، ماشین ها فقط نیم متر حرکت میکردن ، مردم از ماشیناشون پیاده شده بودن و با هم برف بازی میکردن.
یکی دنبال بچه ی 5-6 سالش بود که داشت توی برف ها میدویید و اونارو شوت میکرد و طوری میخندید که انگار هیچ دلخوشی دیگه ای توی دنیا نیست.
مردم ما چقدر با باریدن برف خوش حال میشن ... اما برف از بارون غمگین تره!
یکی دیگه چتر گرفته بود دستش و خانومش سرشو گذاشته بود رو شونش و دست توو دستِ هم آروم توو پیاده رو از روی برفای پا نخورده قدم میزدن . بی هیچ حرفی و فقط به راهشون ادامه میدادن.

اما من کفش هام توو برف چقدر تمیز شده بود...

> بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



میفرماید :

این قرار عاشقانه را عدد بده

> شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



حال خوب استمراری

دیداری که هنوز داغ است

زمستان تمام خواهد شد

اسفند با صدای بمش بهار را می خواند

 

+ #dangshow

> شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



به خودم قول داده ام ...

دیگر هیچ وقت روی آن نیمکت... روبروی آن ساختمان نیمه کاره ننشینم

 

 

+ '4:32

> چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



رو به رویت زانو زدم و گفتم تسلیم بانو... هر چه تو بگویی... موجی از اشک دریای پشت آن مژه های بلند را متلاطم کرد و قطره های شبنم از گوشه ی چشمانت سر خوردند و گفتی برای آخرین بار نگاهم کن

> چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



همه چیز از آنجا شروع شد که تو ماهیتت از آدم به فرشته تغییر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم

> چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



عشق همیشه بهانه ای دارد تا بر روی گونه هامان خیس بماند

> چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



برایت چیزی نوشته بودم با این موضوع که زندگی وقتی زیباست که اندیشه ای درگیرمان باشد

و بعد بلافاصله برایت پیام فرستادم : الآن زندگی شما زیباست...

 

از حرفم ناراحت شدی

 

+ آن شب تا صبح نخوابیدم

> دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



حذف شد

> یازدهم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM

لا اقل باش تا بهار آید....

> یازدهم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



اگر گوشی های موبایلمان نبود تا حالا غمباد گرفته بودیم همه ی ما احتمالا

> هشتم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



از آمدن و رفتن ما سودی کو؟ / یک هبوط الکی ! یک سقوط الکی...

> هفتم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



برای بار پنجم نمایش ترانه های قدیمی رو دیدم و باز هم اپیزود شهرک غزالی و باز هم علی زند و باز هم....

> هفتم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



.

.

.

+ به جایی رسیدم که شنیدن هیچ خبری خوشحالم نمیکنه

+ در جواب سوال های دیگران با موضوع "چه مرگته ؟" هم هیچ جوابی ندارم

> هفتم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



یادته یه زمانی 17 سالم بودو اینجا با وبلاگم حرف میزدم ؟

 

+ الان دیگه زیادی بزرگ شدم برای اون کارا

+ 16 سالم بودو برای اینکه سنم نزدیکتر بهت به نظر برسه میگفتم 17

> هفتم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



اونکه توو جمع شادتره توو تنهاییش غمگین تره

> هفتم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



ببین دیازپام ده خورانده اند خلق را

دق که ندانی که چیست گرفتم ، دق که ندانی تو خانم زیبا

> چهارم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



همینطور تار میزد و میخوند :

اى كاش اى كاش اى كاش داورى داورى داورى در كار در كار در كار بود...

 

 

 

+ ادامشم همینطور داد میزد و میخوند :

کاشکی کاشکی کاشکی قضاوتی قضاوتی قضاوتی در کار در کار در کار بود...

> چهارم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



دلم میخواد یه تار داشته باشم و بزنم و تا صبح بخونم

مرا به طوفان داده ای خودت کجایی

 

 

+ بی عنوان

> دوم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



 

مرا به طوفان داده ای خودت کجایی

> یکم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM

ذکر امشب
تا صبح :

يار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
يار تويی غار تويی خواجه نگهدار مرا

 

 

+ نوح تويی روح تويی فاتح و مفتوح تويی سينه مشروح تويی بر در اسرار مرا

+ روز ِ خوب ... کسی رو دیدم که اولین کامنت وبلاگم از او بود :)

+ عمر این وبلاگ بیشتر از آرشیوشه

> بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM

Designed by : Mester Mim