X
تبلیغات
هبوط ِفـالـش ِ یـــِک عَدَد مَن
من در پاراگراف آبی



و هنوز

شب ها

روی شعر ها

از این پهلو به آن پهلو

برای دوست داشتنـت

لبخند هایـت را نه ،

دلـت را لازم دارم

که بگویـم لحظه های نبودنـت را

آه میکشـم...

و بعد ها ...

درست آن موقع که در آغوشـم آرام گرفته ای

به اندازه ی تمام نبودن هایـت

بودنـت را بوسه میزنـم...

جانا ...



+ عنوان صرفا" به خاطر اینه که موقع نوشتنش داشت همایون پخش میشد... از نوع شجریانش...

بین چارتار گوش دادن ها همایون هم گوش کنید... خوب است

+ به یاد قدیم ها بازم رنگی نوشتم... هرجا قرمز ای بود باید سبز ای هم باشه...

> سی ام فروردین 1393 ، mEsTeR MiM |

یه زمانی فقط رپ گوش میدادم

الان جدیدن فقط چارتار گوش میدم


آشوبـم آرامشـم تویی...



+لبخند وینچنزو را بخوانید در پاراگراف آبی [ لینک ]

> هفدهم فروردین 1393 ، mEsTeR MiM |

با ماه آسمان کَل انداخته ای انگار...

بانو...


+ آقای اندرسون را بخوانید در پاراگراف آبی [لینک]

> دهم فروردین 1393 ، mEsTeR MiM

سالی که داره تموم میشه...

خدایا مرسی...

به خاطر همه ی چیزایی که دادی ...


+ عیدتون مبارک :)

> بیست و نهم اسفند 1392 ، mEsTeR MiM |

لطفا" دقت کنید به آن آبی کوچک آن گوشه ی وبلاگ...


+ از این به بعد هر ماه در [ آنجا ] خواهم نوشت

+ من را هم میتوانید از [ این ] لینک دنبال کنید

+ همه ی این ها همیشه در آن آبی کوچک گوشه ی وبلاگ هست :)

> بیست و ششم اسفند 1392 ، mEsTeR MiM



typography by : mester mim



زنجیر شده به : تایپوگرافی
> بیست و دوم اسفند 1392 ، mEsTeR MiM

این که اسم آدم با "میم" شروع بشه خیلی خوبه ...

ولی اینکه آخرش هم با "میم" تموم بشه خوب تره ... 

> بیست و دوم اسفند 1392 ، mEsTeR MiM |

چه باران به موقعی بود :)



+ بلافاصله بعد از این پست [ این ] را بخوانید . لطفا" 

+ :)


> بیست و یکم اسفند 1392 ، mEsTeR MiM

بعضی اتفاق ها اصلا" نباید می افتادند...

خدا...

دیگه ازین به بعد همونطور که تو میخوای...

هوامونو داشته باش...

دوست داریم... دوسمون داشته باش...

روزای خوب توو راهه ... 

میدونیم


> نوزدهم اسفند 1392 ، mEsTeR MiM

نمیخواستم دیروز اونجوری بشه...

دوسمون داشته باش...




typography by : mester mim


زنجیر شده به : تایپوگرافی
> نوزدهم اسفند 1392 ، mEsTeR MiM |

از خودت خبر بیار

عطر تو

هوا رو خوب میکنه...




photo by : Julie De Waroquier
typography by : mester mim


اگه سایز بزرگترشو خواستید، روش کلیک کنید.


زنجیر شده به : تایپوگرافی
> ششم اسفند 1392 ، mEsTeR MiM

اتفاق های زیادی وجود دارند برای افتادن...

مثلا"

زیر باران...

با تو...

خیس شدن...



+ بی تو باران ، دیگر اسمش باران نیست... افتادن چند قطره ی خیس روی زمین است... همین.

> بیست و هفتم بهمن 1392 ، mEsTeR MiM

هستی نیستی هستی نیستی...

چشمانم را میبندم و تصور میکنم که نشسته ای اینجا ، رو به رویم... تصور میکنم داری به من لبخند میزنی... تصور میکنم داری با آن چشمانت مرا نگاه میکنی و به این دیوانه بازی هایم لبخند میزنی... نصور میکنم هستی... اینجا... درست رو به رویم ... به فاصله ی دل تنگی ام... میخواهم چشمانم را باز کنم تا بودنت را بو بکشم... اما قبل از آن چشمانم را بیشتر به هم فشار میدهم ، محکم تر... دستانم را به اندازه ی یک آغوش گرم باز میکنم و به یاد کودکی هایم انگشتان اشاره ام را به سمت هم میگیرم و زیر لب زمزمه میکنم: هستی نیستی هستی نیستی هستی نیستی... نبودنت را آرام میگویم و بودنت را با صدای بلند تکرار میکنم... آغوشم تنگ تر میشود و تپش قلبم بیشتر و فشار به چشمانم زیاد تر... هستی نیستی هستی نیستی هستی... انگشتانم به هم رسیده است ... و تو هستی... وهستی... و هستی...

حس بودنت زیباست...

بانو ...

> بیست و پنجم بهمن 1392 ، mEsTeR MiM



by : mester mim


اگه سایز بزرگترشو خواستید، روش کلیک کنید.


زنجیر شده به : تایپوگرافی
> بیست و سوم بهمن 1392 ، mEsTeR MiM |

بلند تر بخند عمو :)

[صدای خنده هات]

:)



+ توضیح اینکه : اگه صدا هی وسطاش قطع میشه به دلیل اینه که صدای جینگول بازی های ما که هی یه کار میکردیم بخنده هم ضبط شده :) چون صدای خودمونو حذف کردم اینجوری شده :) 

> هفدهم بهمن 1392 ، mEsTeR MiM |

داشتم به چشمانت فکر میکردم که دیدم با نفس هایم شیشه ی پنجره ی قطار را بخار گرفته... 

با انگشتم روی پنجره اش، دو نقطه روی هم کشیدم و یک پرانتز بسته و زیرش نوشتم :

چه خوب که هستی ...

> چهاردهم بهمن 1392 ، mEsTeR MiM


ما به همین دوست داشتن های یواشکی زنده ایم...


> نهم بهمن 1392 ، mEsTeR MiM |

اوشون : دستتو از دور گردنش بردار، فاصلَتَم رعایت کن :|

ما :   =)



بیسیمم داشت تازه! :)

سوتم بلد بود بزنه =)


> نهم بهمن 1392 ، mEsTeR MiM

شما باید به کفتراتون یاد بدین دونه های مارو نخورن. ما اینجا توو باغچمون کلی مورچه داریم ...


شهاب حسینی

حوض نقاشی


زنجیر شده به : دیالوگ
> هفتم بهمن 1392 ، mEsTeR MiM

امشب...

ماه چه مظلومانه تقلا میکند برای شبیه تو شدن...

بیا...

بیا و ببین گل های شمعدانی حیاطمان را...

بیا و ببین که دستانم چه عاشقانه دستانت را از من تمنا میکنند...

بیا ... بیا و با چشمانت مرا نگاه کن...

چیزی شبیه زندگی دوباره است... لمس صورتت...

تو فقط بیا ... و بیا... و بیا...


میدانی؟

میترسم از دنیای بی تو...


اصلا" بگذار نام هایمان را عوض کنیم...

مثلا"

نامت بشود عزیز دل...



میدانستم آخرش آن چشم ها کار دستم میدهد...




> پنجم بهمن 1392 ، mEsTeR MiM |


بیا با هم

رفت و آمد نکنیم

مثلا"

وقتی می آیی

نرو


the white forest

by : Rashin kheyriyeh

> بیست و سوم دی 1392 ، mEsTeR MiM



مــن اگــه تــو نــبــاشــی . . .

> بیست و دوم دی 1392 ، mEsTeR MiM

Designed by : Mester Mim