من در پاراگراف آبی





از آمدن و رفتن ما سودی کو؟ / یک هبوط الکی ! یک سقوط الکی...

> هفتم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



برای بار پنجم نمایش ترانه های قدیمی رو دیدم و باز هم اپیزود شهرک غزالی و باز هم علی زند و باز هم....

> هفتم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



.

.

.

+ به جایی رسیدم که شنیدن هیچ خبری خوشحالم نمیکنه

+ در جواب سوال های دیگران با موضوع "چه مرگته ؟" هم هیچ جوابی ندارم

> هفتم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



یادته یه زمانی 17 سالم بودو اینجا با وبلاگم حرف میزدم ؟

 

+ الان دیگه زیادی بزرگ شدم برای اون کارا

+ 16 سالم بودو برای اینکه سنم نزدیکتر بهت به نظر برسه میگفتم 17

> هفتم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



اونکه توو جمع شادتره توو تنهاییش غمگین تره

> هفتم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



ببین دیازپام ده خورانده اند خلق را

دق که ندانی که چیست گرفتم ، دق که ندانی تو خانم زیبا

> چهارم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



همینطور تار میزد و میخوند :

اى كاش اى كاش اى كاش داورى داورى داورى در كار در كار در كار بود...

 

 

 

+ ادامشم همینطور داد میزد و میخوند :

کاشکی کاشکی کاشکی قضاوتی قضاوتی قضاوتی در کار در کار در کار بود...

> چهارم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



دلم میخواد یه تار داشته باشم و بزنم و تا صبح بخونم

مرا به طوفان داده ای خودت کجایی

 

 

+ بی عنوان

> دوم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM



 

مرا به طوفان داده ای خودت کجایی

> یکم اسفند ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM

ذکر امشب
تا صبح :

يار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا
يار تويی غار تويی خواجه نگهدار مرا

 

 

+ نوح تويی روح تويی فاتح و مفتوح تويی سينه مشروح تويی بر در اسرار مرا

+ روز ِ خوب ... کسی رو دیدم که اولین کامنت وبلاگم از او بود :)

+ عمر این وبلاگ بیشتر از آرشیوشه

> بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM

کلی اتفاق های خوب

و یک زندگی خوب و راحت

چیز هاییست که هر شب به خودم قول میدهم و میخوابم

شب بخیر زیبا

> بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM

تنهایی که حال نمیده... تنهایی هیچی حال نمیده... حالا همه ی شب گردی ها و توو تاریکی خیابون راه رفتن ها و بارون زدن های وقت و بی وقت این شهر هم که باشه تنهایی حال نمیده... تنهایی هیچی حال نمیده.
پا گذاشتن روی برگا و گوش کردن صداش تنهایی حال نمیده به موت قسم
مثلا همین آبشار موهات (یا همون گیسوان سابق) بدون اونا چطور میشه سرکرد آخه؟

فکول کراوات و ژیگولی نیستیم درست. اما مام دل داریم خب . اینکه دوتا کفتر و مرغ عشق توو خیابون دست توو دست و سر رو شونه ی هم میبینیم دلمون میخواد.

خیال نکن اینکه اراذل اوباش طوری حرف میزنیم عاشقی سرمون نمیشه... نه آبجی... میشه... به موت قسم مام عاشقیم به مولا
اصلا تو بگو بمیر
ما میگیم چشم

 

 

+ اراذل اوباش طوری
(:

> بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM |

یک شعری بود که مادرم می خوند...

شکسته بال تر از من میان مرغان نیست
دلم خوشست که نامم کبوتر حرم است

حالا حکایت منه و توِ خوش غیرت. لوطی! توام که ما رو گذاشتی و رفتی نالوطی! از همه خلایق عالم یه تو مونده بود واسه من تو هم تا شلوارت دو تا شد و چِشت افتاد به تومن ، تو و منی از یادت رفت عشقی! سرم بالا بود که تومنی نو زار توفیر داری با این جماعت... چی شد پس !! یه روزگاری میگفتی به چشات قسم تو رو نمیخوام واسه ی این زندگی... همه ی زندگیمو میخوام واسه ی تو! چی شد که تو و زندگیمو با هم ازم گرفتی...
نیومدم سراغت گریه کنم... نیومدم ذکر مصیبت بگم تا دلت به حالم بسوزه... دلم واست تنگ شده!
دلم همه ساسوناشم که بشکافن بازم برات تنگ میشه. به چشات قسم شبی نبوده سرم به بالش برسه بی زمزمه ی اسمت. بی خاطره ی حرفات... همش انگار دارم میبینم که نشستی و خط به خط داری مینویسی... واسه هر خطت یه خط رو صورتم نشسته و واسه هر حرفت یه بغض توو گلوم شکست . نمیدونستم پشت اون همه اشک حالا باید بشینم و خیره بشم به جای رفتت... اگه به من بود و عیب از تو میگفتم همه ی بچه های عالم فدای یه برق نگاهت ، میخوام دنیاش نباشه اون بچه ای که بخوام بخاطرش از تو دور شم...

ولی تو

رفتی

رفتی

 

 

 + نمایشنامه ی ترانه های قدیمی - محمد رحمانیان

+ وبعد ترانه ی رفته با صدای علی زند وکیلی اجرا شد و آتش زد به برَم

+ برگشتم تبریز

> بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM

ساعت 4:48 دقیقه ی صبح است و 48 ساعت است که فقط 6 ساعت خوابیده ام و دارم کار های ژوژمان فردا را انجام میدهم و 1 ساعت و 28 دقیقه است که مثل هر شب دارم به آبشار موهایت و دستانم و دستانت و لبخند روی لبت و سرخی گونه هایت که هارمونیک ترین ترکیب دنیاست فکر میکنم و مارا همه شب نمیبرد خواب...

 

 

+ در جایی تعریفی از گرافیک را میخواندم که نوشته بود : "گرافیک یک اثر هنریست که میخواهد پیامی را از طریق بصری در کوتاهترین زمان ممکن به مخاطب برساند."

مثلا اینکه قهوه ای موهایت از کنار زیتونی چشمانت عبور کند و درون چشمانت ستاره چشمک بزند و سرخی لبانت روی صورتت نقش ببندند میشود تعریف کاملی از گرافیک.

> بیست و پنجم دی ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM |

یک تیشرت مشکی پوشیده بودی و موهایت را ریخته بودی روی شانه هایت و پشت پنجره ایستاده بودی

باید بودی و میدیدی که خورشید ، پشت آبشار موهایت چه رنگین کمانی به پا کرده بود

باید بودی و میدیدی که وقت نگاه کردنت زیر پلک هایم میلرزید و تو اصلا حواست نبود

باید بودی و میدیدی چه زیبا شده بودی

باید آنجا ... درست همانجایی که من ایستاده بودم ... روی همان نقطه ایستاده بودی و خودت را از آن پایین

در قاب پنجره ی خانه تان میدیدی

باید بودی و میدیدی چقدر زیبا شده بودی...

و بعد از آن روز ،باران

چه معصومانه میبارید

باید بودی و میدیدی...

 

 

+ حواست هست وقتی میخندی درون چشمانت ستاره داری ؟

 

> هجدهم دی ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM |

اونجاش که صداشو میبره بالا و داد میزنه :

من به این معروفم که بد عاشق میشم

 

و بعد رنگو میپاشه به تابلو

...

> هفدهم دی ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM

چشمانم را میبندم و به بیست سال بعد فکر میکنم

9 دی ات مبارک

خوب من

> نهم دی ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM

بعد از آن تلفن

تمام مسیر دانشگاه تا خوابگاه را

لبخــ:)ـند روی لبانم داشتم

> هفتم دی ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM

دوستت دارم

این را زیر گوشش گفتم و به خواب رفتم

و فقط بوی موهایش بود که در مشامم میپیچید..

> هفتم دی ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM

 

 

> ششم دی ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM |

همه ی لحظه ها بودی ... فرقی نمیکرد باشم یا نباشم ... تو کار خودت را خوب بلد بودی ... تو با نگاه حرف زدن را خوب بلد بودی... یک سال است که سرت روی شانه ام است و غم ها و شادی هایمان را با هم نگاه میکنیم و دستانمان را به هم میفشریم و به همه شان لبخند میزنیم . و انار دلمان هم سرخ ...

همیشه ... یک طوری با آن چشم هایت نگاه میکنی که آدم همه ی شعر های عاشقانه ای را که به خاطر سپرده بود تا برایت بخواند را فراموش میکند و محو نگاهت میشود و آرزویی ندارد جز این که در آرامش نگاهت غرق شود...

ولی ... شعر مجسم ، چشمان زیتونی توست...

خب ... دلربا ترین بانوی صد قصه ی عاشقانه ... حالا آمد . دوباره یلدا :) بیا و بنشین و توی لیوان دلم چایی داغ بریز و دانه های انار را روی لبان هم بگذاریم ...

و تا صبح برایت حافظ بخوانم و بنیشینی و فقط نگاهم کنی .

چه خوب که امشب میشود طولانی تر دوستت داشت

چه خوب که هستی

حضرت عشق ...

حضرت بانو ....

 

 

+ یلداتون مبارک

+ این متن را بشنوید با صدای من در رادیو یلدا [ لینک ]

> سی ام آذر ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM |

در شب یلدا همراه با دوستانمان در رادیو یلدا خواهیم بود :) [ لینک ]

 

+ کار جالبی قرار است بشود

> بیستم آذر ۱۳۹۳ ، mEsTeR MiM |

Designed by : Mester Mim