من در پاراگراف آبی



میگفت توو حال خودمون بودیم که یدفه میدیدم وسط کلاس طراحی یه نفر سرشو گذاشته رو تخته شاسی و میخونه :
من با رخ چون خزان زردم بی تو... تو با رخ چون بهار چونی بی من..

 

 

 

+ منو میگفت

> چهاردهم آبان 1393 ، mEsTeR MiM

در جایی میخواندم :

" ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺰﻥ ﮐﻪ ..ﺑﺎ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ .. ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﯾﺨﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺁﺑﺖ ﮐﻨﺪ... ﺁﺭﺍﻡ... ﺁﺭﺍﻡ... ﺑﻌﺪ ﭼﮑﻪ ﭼﮑﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻟﯿﺰ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺑﺴﺮﺍﻧﺪ ﻻﯼ ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ... ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ .. ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺩﺳﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻨﺪ ﻭ آن همه ﮐﻠﻤﻪ ﯼ ﺑﺎﺯﯾﮕﻮﺵ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ﺗﻮﯼ ﺩﻫﺎﻧﺖ ... ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ناگفته ﺗﻮﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﺪ .. "

 

+ داشتم از دست میدادمش
+ شـُـکر
+ دستانت را بوسه میزنم که تمام احمقانه هایم را تاب آوردی...

> چهارم آبان 1393 ، mEsTeR MiM

قرار پاییزی مان هم جور شد...
حالا هی باران ببارد و دنگ شو گوش کنیم
قدم بزنیم و دست در جیب دنگ شو در گوشمان فریاد بزنند " شرحت کسی نداند... وصفت کسی نخواند... همچون تو ماه سیما در بحر و بر نباشد..."
انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده باشد
قدم بزنیم و به یادت دنگ شو گوش کنیم و باران ببارد هِی!

 

+ [لینک]
+ دنگ شو - سیاهی

> بیست و نهم مهر 1393 ، mEsTeR MiM

عکس تو راه فراره

عکس تو خود ِ قراره

بی تو و عکست و اسمت

شب تاره شب تاره

 

+ آهنگ آبان پلاک 16 "دنگ شو" پیشنهاد میشود

> دوازدهم مهر 1393 ، mEsTeR MiM

دوس داشتم الان جای تو بودم
ساکت و آروم ... یه گوشه میشستم و فقط
نگات میکردم...

دوس داشم الان جای تو بودم...


+ کاش امروز باران نمیبارید
بوی نم خاک و نسیم خنک بعد از باران... غروب...
ادامه اش را که دیگر نگویم (؟)

93/7/7
تبریز

> هفتم مهر 1393 ، mEsTeR MiM

دارد پاییز میشود ها

 

+ پاییز بشود و در شلوغی پیاده روی خیابان ها به سمت خوابگاه قدم بزنم و  دست در جیب امید نعمتی گوش کنم... پاییز بشود و دایان ... پاییز بشود و چارتار گوش کنیم ... باران ببارد و گوش کنیم...

+ دیروز 10 بار گوش کردم ... وای به حال پاییز و آن خیابان و پیاده رو هایش با این آهنگ : امید نعمتی - حرمان

> بیست و سوم شهریور 1393 ، mEsTeR MiM |

سیگارش در دستش بود و کنج اتاق کز کرده بود... در دست دیگرش آرشه ی ویالونش بود که در هوا میچرخاند... در ذهنش فکر هایی داشت... کمبود چیزی را کنار خودش حس میکرد... یک تن... یک نفس و یک نجوا زیر گوشش... سیگارش را دود میکرد و فکر میکرد... دود های سیگار همه ی فضای اتاق را پر کرده بود... همان اتاق تاریک و نموری که هر دیوارش هزار خاطره داشت و پر بود از تکه های شعری که به یاد محبوبش روی کاغذ پاره های دفترش مینوشت و پاره میکرد و میچسباند به دیوار... پیشانی اش عرق کرده بود... توی اون شرایط فقط نواختن ویالونش بود که آرامش میکرد... برایش فرقی نمیکرد که "سُل" را زود تر از "می" بزند یا "فا" را قبل از "سی" فقط دوست داشت بنوازد و افکارش را دود کند... نت های فالش ویالونش تمام خانه را پر کرده بود و صدا در همه ی اتاق های خانه میپیچید ... مینواخت و به سیگار روی لبش پک میزد...
سیگار و ویالون و یک قطره اشک ، هر سه از لب و دست و چشمش بر زمین افتادند ...
روی زمین زانو زد و خیز برداشت و زیر لب زمزمه کرد ... تو را همین حالا ... همین لحظه... کم آورده ام...
حضرت عشق
حضرت بانو...

> هفدهم شهریور 1393 ، mEsTeR MiM

 ... و بسم الله چشمانت

> دوازدهم مرداد 1393 ، mEsTeR MiM

شده ام... سوم شخص غایب همه ی بدبختی ها

 

 

+ قسمت دوم آقای اندرسون در پاراگراف آبی [لینک]

> یکم مرداد 1393 ، mEsTeR MiM

اما من دل ، برنداشتم

 

ای دل ازینجا دنگ شو [ لینک ]

 

> بیست و یکم تیر 1393 ، mEsTeR MiM |

 

خوشا که قامتم رسد به میوه ی خیال تو

 

 



typography by : mester mim


اگه سایز بزرگترشو خواستید، روش کلیک کنید.

 

 

> پانزدهم تیر 1393 ، mEsTeR MiM

از آخرین باری که باران باریده یک قرن میگذرد.... من مرده ام .. زمین مرده است... زمان مرده است... گهگاهی ساعت روی دیوار ساعت های نبودنت را با دینگ و دینگ مسخره اش به رخم میکشد... چقدر حالم خوب نیست امشب... چقدر هوای اتاق تاریک است امشب... دود سیگار همه ی اتاق را گرفته... چقدر دستانم بوی نبودنت را میدهند امشب! کجایی؟ از همان دم صبح بود که فهمیدم که دیگر باید بودنت را فقط بو کشید... هی من میگویم که چرا همه جا را بوی شمعدانی گرفته! پس بگو .. قرار بود قلبم از جا کنده شود و.... من نمیدانستم. چقدر حالم خوب نیست امشب... چقدر حال همه ی ما خوب نیست امشب... تمام ایستگاه های مترو بوی ما را میدهند... تمام صندلی ها ... تمام باران ها... دردت به جان بی قرار پر گریه ام انگار از همان روز اول قرار نبود هیچ قطاری به مقصدش برسد...
چقدر حالم خوب نیست امشب...

 

> هشتم تیر 1393 ، mEsTeR MiM

اونجاش که صداشو میاره پایین و میخونه :

که لیلی و جنون فسانه شوند ...

حکایت ما جاودانه شود 

 

+ [لینک]

> بیست و چهارم خرداد 1393 ، mEsTeR MiM |



هزار و سیصد های عمرم یکی یکی گذر میکنند

20 سالگی ام بخیر!

 

 

+ 1 ظهر امروز 19 سالگی ام تمام میشود...

+ طبقه چهارم را بخوانید در پاراگراف آبی [ لینک ]

 

> بیست و دوم خرداد 1393 ، mEsTeR MiM



دچارم تو را . . . 

 

> نوزدهم خرداد 1393 ، mEsTeR MiM

آکورد های زندگی ام نت به نت اجرا میشوند
اجرا میشوند و به یادم می آورند که زندگی ارزش خیلی چیز هارا ندارد
گاهی زندگی یعنی یکی از آهنگ های مورد علاقه ات را انتخاب کنی و هندزفری ات را در گوشت بگذاری و گام هایت را با ضرب آهنگش هماهنگ کنی و دست در جیب از تجریش تا دربند را قدم بزنی
گاهی زندگی یعنی نوشیدن یک استکان چای با معشوقه ات، تماشا کردن صورت ماهش...دستا گره خورده، لبخندولبخند....
گاهی زندگی یعنی evanescence در گوشَت داد بزند "Wake me up inside, save me..." و تو گام هایت را محکم تر بکوبی...
گاهی زندگی پیر مرد آکاردئون به دستی ست که اشک میریزد و مینوازد...
گاهی زندگی یعنی همین بودن های بی هم بودن
گاهی زندگی یعنی بو کردن برگ ها...

کاش اینجا بودی و من نصفه و نیمه نبودم
نفسات میپیچید توی گوشم

 

+ موقع نوشتنش داشت مهتاب توو فانوس ِ رضا یزدانی پخش میشد.
+ جدیدن جای همایون و چرا رفتی های معروفش، زد بازی گوش میدم...
+ [ همزادِ ] جدید پیدا کردم ...

> ششم خرداد 1393 ، mEsTeR MiM |

تقریبا" سه هفتس که نمیتونم درس بخونم

نمیتونم بنویسم

نمیتونم هیچ کاری انجام بدم...

فقط کارم شده خواب...

تنها چیزی که فهمیدم اینه که آدما تغییر میکنن

بد جور هم تغییر میکنن

 از آدما برای خودتون بُت نسازید

شکستنش درد داره

 

 

+ آهنگ "رفته از دست" رو از "کامنت باند" گوش کنید. خوبه

+ یه روز اینجا رو دوباره سفید میکنم

> یکم خرداد 1393 ، mEsTeR MiM

باز بگویـم میخواهمـت و باز بگویـی اندکی صبر سحر نزدیک است...



+ بگو بگو ... که شکارت کنم بگو

که شکارت کنم به غمزه مويم و آه


> سیزدهم اردیبهشت 1393 ، mEsTeR MiM

تو باشی مگر آرزویی هم میماند که براورده نشده باشد

> یازدهم اردیبهشت 1393 ، mEsTeR MiM

این ها همه کم لطفی دنیاست عزیز
این شهر مرا با تو نمی خواست عزیز
دیوانه ام،از دست خودم سیر شدم
با هر کس همنام تو درگیر شدم
ای تف به جهان تا ابد غم بودن
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن
یادش همه جا هست،خودش نوش شما
ای ننگ بر او مرگ بر آغوش شما
شمشیر بر آن دست که بر گردنش است
لعنت به تنی که در کنار تنش است
دست از شب و روز گریه بردار گلم
با پای خودم می روم این بار گلم



typography by : mester mim
photography by : amin mansoori
poem : alireza azar

+مُنیر را بخوانید در پاراگراف آبی [ لینک ]


زنجیر شده به : تایپوگرافی
> ششم اردیبهشت 1393 ، mEsTeR MiM

و هنوز

شب ها

روی شعر ها

از این پهلو به آن پهلو

برای دوست داشتنـت

لبخند هایـت را نه ،

دلـت را لازم دارم

که بگویـم لحظه های نبودنـت را

آه میکشـم...

و بعد ها ...

درست آن موقع که در آغوشـم آرام گرفته ای

به اندازه ی تمام نبودن هایـت

بودنـت را بوسه میزنـم...

جانا ...



+ عنوان صرفا" به خاطر اینه که موقع نوشتنش داشت همایون پخش میشد... از نوع شجریانش...

بین چارتار گوش دادن ها همایون هم گوش کنید... خوب است

+ به یاد قدیم ها بازم رنگی نوشتم... هرجا قرمز ای بود باید سبز ای هم باشه...

> سی ام فروردین 1393 ، mEsTeR MiM |

یه زمانی فقط رپ گوش میدادم

الان جدیدن فقط چارتار گوش میدم


آشوبـم آرامشـم تویی...



+لبخند وینچنزو را بخوانید در پاراگراف آبی [ لینک ]

> هفدهم فروردین 1393 ، mEsTeR MiM |

Designed by : Mester Mim